نرم افزار پخش مویرگی - پلاک خوان - گیت کنترل تردد

شنبه 1398/04/8  ساعت 23 و 14 دقیقه و 04 ثانیه
توسط: محمد

۱_ آهو: نماد آزادگی و بی‌گناهی؛
۲_ اسب: نماد نجابت و هوشیاری؛
۳_ پلنگ: نماد تکبر و بلندپروازی؛
۴_ پشه: نماد ضعف و ناتوانی؛
۵_ جغد: نماد شومی و نحسی؛
۶_ باز: نماد نیک فالی؛
۷_ بره: نماد معصومیت؛
۸_ خرس: نماد پُر خوری؛
۹_ بلبل: نماد شیدایی، عاشقی، و دل‌باختگی؛
۱۰_ خرگوش: نماد غفلت؛
۱۱_ بوقلمون: نماد چند رنگی و بی‌ثباتی؛
۱۲_ روباه: نماد مکر و حیله؛
۱۳_ بزغاله: نماد شیطنت؛
۱۴_ بز: نماد دانایی؛
۱۵_ سگ: نماد وفاداری؛
۱۶_ ببر: نماد ضعیف‌کُشی؛
۱۷_ شیر: نماد شجاعت و قدرت؛
۱۸_ شترمرغ: نماد بهانه.جویی؛
۱۹_ پرستو: نماد نیکی و بهار؛
۲۰_ شتر: نماد کینه‌توزی و همچنین مقاومت؛
۲۱_ طوطی: نماد تقلید؛ 
۲۲_ عقاب: نماد خودپسندی و تکبر؛
۲۳_ کرکس: نماد مفت‌خوری؛
۲۴_ لک‌لک: نماد شادی و نشاط؛
۲۵_ سیمرغ: نماد بلندپروازی و همت؛
۲۶_ زرافه: نماد بلندی؛
۲۷_ کلاغ: نماد شومی، نحسی، و خبرچینی؛
۲۸_ ماهی: نماد زیبایی و امید؛
۳۰_ گربه: نماد بی‌وفایی و دزدی؛
۳۱_ گوسفند: نماد خون‌سردی؛
۳۲_ فیل: نماد یک‌دلی و قدرت؛
۳۳_ گرگ: نماد درندگی و قدرت؛
۳۴_ نهنگ: نماد درندگی و عظمت؛
۳۵_ موش: نماد حقارت؛
۳۶_ کفتار: نماد زشتی، نحسی، و پلشتی؛
۳۷_ میمون: نماد تقلید و اطوار؛
۳۸_ مار: نماد خوش ظاهری و بد باطنی؛
۳۹_ عقرب: نماد زیرکی و خودنمایی؛
۴۰_ هما: نماد سعادت و خوش‌بختی؛
۴۱_ قناری: نماد خوشی و شادی؛
۴۲_ قورباغه: نماد زشتی؛
۴۳_ هدهد: نماد مژده‌دهی و خبر خوب؛
۴۴_ کرگدن: نماد تنومندی و پُر زوری؛
۴۵_ طاووس: نماد زیبایی و غرور؛
۴۶_ الاغ: نماد نفهمی، کودنی، و سخت‌کاری؛
۴۷_ ملخ: نماد بی‌خیالی و راحت‌طلبی؛
۴۸_ خفاش: نماد جهل، نادانی، و نسیان؛
۴۹_ مگس: نماد مزاحمت و وصلهٔ اضافه بودن؛
۵۰_ دلفین: نماد انسانیت و مهربانی


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 1398/04/8  ساعت 23 و 10 دقیقه و 24 ثانیه
توسط: محمد



گاهی شاعر یا نویسنده برای بیان آنچه در ذهن خود می گذرد از شگرد یا هنر یا روش زیبانمایی استفاده می كند تا فكر را توسط شگردهای زبانی ماندگار و لذت آفرین نماید . 
اضافه ها یك چنین شگردی هستند. 
مثلا: به جای آنكه بگوید : دوستی مانند یك درخت به ما بهره می دهد . 
دوستی :مشبه 
درخت : مشبه به 
وسیله ی تشبیه درست كردن = ادات تشبیه ( مثل - مانند - گویا - و ... حرف یا فعل )
وجه شبه = ویژگی این شباهت و تشبیه ( دراینجا بهره مندی ) 
شاعر یا نویسنده به جای این جمله می گوید : درخت دوستی 
یعنی بصورت اضافه تشبیهی كلام خود را بیان می دارد. 
می گوید : درخت دوستی ( مشبه به - مشبه ) 
توجه فرمودید كه تنها از مشبه و مشبه به استفاده شد و وجه شبه و ادات شبه حذف گردید.در واقع به تشبیهی كه ادات و وجه شبه آن حذف شود تشبیه بلیغ می گویند. 

Image result for ‫ادبیات‬‎
استعاره 

شاعر و نویسنده از شباهت ها جور دیگر استفاده می كنند . توجه كنید :

شاعر یا نویسنده گاهی حد را فراتر می نمایند و در ادعای شباهت اغراق می كنند و همسانی را قائل می باشند . 
می توان برای درك بهتر غیر از اثار نویسندگان و شعرا از مردم عامی هم بهره بگیریم . ایا تا به حال به صفات و اسامی كه پدران و مادران برای فرزندان خود به كار می برند توجه كرده اید ؟ 

مثلا مادران فرزندان خودشان را اینگونه صدا می زنند. 
گلم خوب درس بخوان - گلم بیا - گلم غذا به موقع بخور و ... 
آنچه كه در ذهن مادر می گذرد این است .
فرزند من مثل گلی در زندگی من است . 
فرزند من گل من است . 
و اینگونه صدا می زند . گلم بیا 
گل استعاره است . 
در اثر حافظ اینگونه استعاره ها را فراوان می بینید . 
بتی دارم كه گرد گل ز سنبل سایبان دارد. 
بت منظور بت واقعی نیست . او معشوق را دیگر بت خود می داند. 
به جای آنكه بگوید معشوق من همسا بت است . بت صدا می كند. 
بت استعاره از معشوق است . 
نشانه ای حتما در كلام است كه ذهن ما را راهنمایی می كند كه این كلمه استعاره است و در معنی مجازی قرار دارد. 
مثلا: هزاران نرگس از چرخ جهان گرد 
فروشد تا برآمد یك گل زرد 
شاعر ستاره را به نرگس تشبیه كرده 
اسمان به چرخ 
خورشید را به گل زرد مانند كرده است . 
نرگس - چرخ - گل زرد استعاره است . 
با كلمات دیگر شعر متوجه شدیم كه كلمه در معنی خودش نیست . اما اضافه استعاری 
وقتی مشبه به نگوییم و حتی جزء یا ویژگی مشبه به ، به مشبه اضافه گردد . آن را اضافه استعاری می خوانیم . مانند 
تو را زكنگره ی عرش می نند صفیر 
كنگره = كاخ 
عرش = اسمان 
عرش كه كنگره ندارد پس در معنی حقیقی نیست . 
شاعر می گوید عرش مانند كاخ است و كاخ دارای حجره و كنگره و قبه و ... است . 
از بین ویژگی های كاخ كنگره آن را در نظر گرفته و با عرش بیان نموده 
تو را ز كنگره ی عرش می زنند صفیر 
كنگره عرش = اضافه استعاری


  • آخرین ویرایش:شنبه 1398/04/8
نظرات()   
   
شنبه 1398/04/8  ساعت 21 و 10 دقیقه و 20 ثانیه
توسط: محمد

انواع ی در فارسی:

Image result for ‫ی‬‎


1- ی نکره مانند کتابی- کودکی- مردمی
 2- ی وحدت: علامت یکی بودن 
 3- ی شناسه: آمدی، رفتی
4- ی استمراری: رفتمی، بودندی
 5- ی مصدری: خستگی، زیبایی
 6- ی لیاقت: صفت، لیاقت رفتنی
7- ی نسبت: تهرانی، مشهدی (ی نسبت گاهی مفهوم فاعلی دارد مرد جنگی، گاهی معنی مفعولی دارد، تیر پرتابی، ارسالی، راز نهانی)
8- ی میانجی (رابطه) خدای بزرگ، خدای من
 9- ی بدل یا جانشین فعل هستی:توحاضری، توخوبی
10- ی تعجب: چه برف شدیدی         
 11- ی احترام: مقام رهبری، نورچشمی
12- ی دلسوزی: طفلکی، حیوانی        
 13- ی کثرت، تشابه بسیاری: بسی
14- ی زائد: پای، جای ((به کلماتی که آخرشان به صورت (ا) و (و) است، می پیوندد)) بوی، موی، خدای
15- ی بیان خواب: در قدیم به جملات بیان خواب حرف ی می افزودند
دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی        
 کز عکس روی شب هجران سرآمدی
16- ی شرط: در قدیم جمله های دارای مفهوم آرزو، شرط یا تردید بود فعل جمله را با حرف ی می آوردند
اگر نرفتی به مازندران                         
 به گردن برآورده گرز گران
17- ی تمنا: کاشکی اندر جهان


  • آخرین ویرایش:شنبه 1398/04/8
نظرات()   
   
آخرین پست ها
نرم افزار پخش مویرگی

شیشه حمام
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات