نرم افزار پخش مویرگی - پلاک خوان - گیت کنترل تردد

  امسال برای رتبه‌ های برتر آزمون سراسری سال ساختارشکنی بود. در سال‌های گذشته بیشتر رتبه‌های تک رقمی گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی از داوطلبان پسر و رتبه‌های تک رقمی گروه آزمایشی علوم انسانی از داوطلبان دختر بودند. اما امسال برعکس شده بود. فکر می‌کنید که دلیل آن چیست؟

محمدرضا لمسه‌چی: دلیل این را که چرا امسال رتبه‌های برتر علوم انسانی بیشتر از پسران بوده است که زمینه‌ی رفتن به علوم انسانی در دخترها بیشتر است؛ چون کمتر به فکر شغل و پول درآوردن هستند، ولی برای پسرها حوزه‌ی کار و پول درآوردن مهم است و چون موقعیت شغلی در رشته‌های این گروه، خیلی روشن و مشخص نیست،کمتر جذب این رشته می‌شوند.

امیرعباس حبشی: رشته‌های گروه آزمایشی علوم انسانی نیاز به خواندن بیشتری دارد و خانم‌ها بیشتر در خانه می‌نشینند و درس می‌خوانند؛ برای همین در این رشته‌های این گروه موفق‌تر هستند.

آقای لمسه‌چی! امسال شما هم ساختارشکنی کردید و برخلاف رتبه‌های اول علوم انسانی، رشته‌ی حقوق را انتخاب نکردید؛ چرا؟

محمدرضا لمسه‌چی: مطالعه‌ی انسان و رفتار انسان برایم جالب است و فکر می‌کنم که این رشته نیاز به انسان‌های قوی دارد.

 

چطور با این رشته آشنا شدید؟

محمدرضا لمسه‌چی: یکی از مشاوران مدرسه‌‌مان روان‌شناسی خوانده بود. برادرم هم فارغ‌التحصیل رشته‌ی روان‌شناسی است. صحبت کردن با آن‌ها در انتخابم نقش مهمی داشت.

 

آقای حبشی! شما چرا رشته‌ی حقوق را انتخاب کردید؟

امیرعباس حبشی: یکی به‌دلیل موقعیت شغلی بهتر این رشته و مزایای شغلی آن و دیگر این‌که از ابتدا علاقه‌ی من به دانستن مواد قانونی، بسیار بالا بود.

 

آقای لمسه‌چی! شما دانش‌آموز رشته‌ی ریاضی فیزیک بودید و سال چهارم تغییر رشته دادید و رشته‌ی علوم انسانی را انتخاب کردید؛ درست است؟

محمدرضا لمسه‌چی: بله

 

چطور خود را برای آزمون علوم انسانی آماده کردید؟

محمدرضا لمسه‌چی: برنامه‌ریزی و مدیریت زمان خیلی مهم بود و این را مدیون مشاوران مدرسه‌مان هستم که خیلی خوب برنامه‌ریزی می‌کردند. آن‌ها از یازدهم تیرماه 89 به ما برنامه‌ی درسی دادند و من کاملاً طبق برنامه‌شان پیش رفتم. تنها کتابی که به‌طور دقیق مطابق با برنامه‌ی درسی مشاوران نخواندم، تاریخ بود که نرسیدم 30 صفحه از تاریخ سال دوم را بخوانم، اما در سایر دروس کاملاً با برنامه‌ی درسی مشاوران پیش می‌رفتم.

 

مشاوران مدرسه نقش برنامه‌ریز درسی را داشتند یا مشاور تربیتی نیز بودند؟

محمدرضا لمسه‌چی: هم مشاور تربیتی بودند و هم برنامه‌ریزی درسی می‌کردند و من در هر دو مورد از آن‌ها مشورت می‌گرفتم. گاه پیش می‌آمد که با مشکل روحی برمی‌خوردم و احساس دلتنگی می‌کردم و فکر می‌کردم که چرا باید آن‌قدر درس بخوانم؛ در این مواقع سراغ آن‌ها می‌رفتم و صحبت می‌کرد. گاهی اوقات موضوع صحبت ربطی به کنکور نداشت، اما همین صحبت کردن، به من آرامش می‌داد و در موفقیتم واقعاً مؤثر بود. این مشاوران در زمینه‌ی مدیریت زمان هم واقعاً یاور اصلی من بودند.

 

یعنی اگر مشاور نداشتید، نمی‌توانستید مدیریت زمان داشته باشید؟

محمدرضا لمسه‌چی: شاید برای رسیدن به این نتیجه احتیاج به مطالعه‌ی بیشتری داشتم.

امیرعباس حبشی: بله! یکی از اقوامم کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی است و در زمینه‌ی برنامه‌ریزی درسی فعالیت می‌کند. من از او خیلی کمک گرفتم! این‌که چه شکلی درس بخوانم، کی تست بزنم و با کدام درس‌ها و مباحث شروع کنم.
او به من گفت که تابستان اصلاً تست نزنم و کتاب‌های سال دوم و سوم را بخوانم. طبق برنامه‌ای که به من داد، در تابستان کتاب‌های سال‌های دوم و سوم را یک دور خواندم و بعضی از تک‌درس‌ها مثل روان‌شناسی و اقتصاد را دو یا سه دور خواندم. از مهرماه هم طوری برایم برنامه ریخت که سال دوم و سوم را همراه با تست دوره کنم و کتاب‌های سال‌های چهارم را هم بخوانم.
در طی یک سال آخر، من هیچ‌وقت برخلاف برنامه‌ی او عمل نکردم و فکر می‌کنم که اگر برنامه‌ریزی مشاورم نبود، محال بود که رتبه‌ ام زیر 50 شود. (کلام نقال: مشاور داریم تا مشاور!!!)

 

ساعت مطالعاتی‌تان از تابستان سال 89 چطور بود؟

امیرعباس حبشی: ابتدا شش ساعت در روز درس می‌خواندم. شهریور هشت ساعت در روز مطالعه می‌کردم و از مهرماه که مدرسه شروع شد، ما سه روز در هفته کلاس داشتیم. روزهایی که مدرسه می‌رفتم، پنج ساعت درس می‌خواندم و روزهایی که مدرسه نداشتم نه الی ده ساعت مطالعه می‌کردم. بعد از عید هم ساعت مطالعاتی‌ام متغیر بود؛ برای مثال در خردادماه تا 13 ساعت در روز هم مطالعه می‌کردم.

 

آقای لمسه‌چی! ساعت مطالعاتی شما چطور بود؟

محمدرضا لمسه‌چی: میانگین کل سال هفت الی هشت ساعت بود. البته در طی هفته یا ماه به ماه فرق داشت؛ مثلاً تابستان روزهایی که مدرسه می‌رفتم چهار ساعت و روزهایی که مدرسه نمی‌رفتم هشت تا ده ساعت درس می‌خواندم. مهرماه به بعد هم چون تا ساعت سه بعدازظهر مدرسه بودیم، بعد از مدرسه چهار الی پنج ساعت درس می‌خواندم و روزهای تعطیل هشت تا ده ساعت مطالعه می‌کردم. در تعطیلات عید هم تا ده ساعت مطالعه می‌کردم و بعد از عید هشت تا ده ساعت در روز درس می‌خواندم.

 

خودتان گفتید که گاه از این همه مطالعه خسته می‌شدید؛ در این مواقع به‌جز مراجعه به مشاور، راه دیگری هم برای مبارزه با احساس خستگی داشتید؟

محمدرضا لمسه‌چی: اول بگویم که به ‌نظر من یک داوطلب ریاضی می‌شود که خسته شود، اما داوطلب انسانی با این حجم زیاد کتاب‌ها، حق خسته شدن ندارد؛ در واقع داوطلب این رشته هر چقدر هم که بخواند باز نکته تازه‌ای در کتاب‌ ها روبه‌رو می‌شود؛ از طرف دیگر، هر کتاب این رشته نیاز به مرور چندباره دارد، اما با این وجود خود من بعد از عید روزهایی پیش می‌آمد که واقعاً خسته می‌شدم و درس را کنار می‌گذاشتم و کاملاً استراحت می‌کردم. (کلام نقال: لطفا در مورد دانش آموزان رشته ریاضی نظرات گهربارتان را نثار ما نکنید!!!)

امیرعباس حبشی: من فکر می‌کنم که استعدادم پایین است و اگر موفق شدم به‌خاطر مداومت در مطالعه است، نه استعداد فوق‌العاده داشتن؛ این‌که هیچ روزی را بدون مطالعه نگذراندم و برای مثال، کتاب اقتصاد را هفت دور خواندم و با این وجود، سؤال‌های این درس را در آزمون سراسری 84% زدم یا روان‌شناسی را هفت دور خواندم.

 

عده‌ای از داوطلبان علوم انسانی معتقدند که بعضی از درس‌هایی مثل تاریخ ادبیات را که صرفاً جنبه‌ی حفظی دارند برای بعد از عید بگذارند؛ چون اگر فاصله‌ی مطالعه شدن با زمان برگزاری آزمون سراسری زیاد باشد، مطالب از خاطرشان می‌رود؛ نظرتان در این‌باره چیست؟

امیرعباس حبشی: من همه‌ی درس‌ها را قبل از عید خوانده بودم، برای مثال، اقتصاد را چهار بار و تاریخ ادبیات را دوبار قبل از عید خوانده بودم و مطمئنم که اگر قبل از عید نمی‌خواندم و مطالعه‌ی اولیه را برای بعد از عید می‌گذاشتم، مطالب برایم تازگی داشت و ملکه‌ی ذهنم نمی‌شد. در کل داوطلبان انسانی باید توجه داشته باشند که دروس این رشته نیاز به مرور و مطالعه‌ی مداوم دارد. خود من با این‌که از ابتدا رشته‌ام علوم انسانی بود و در سال‌های دوم و سوم درس‌ها را عمیق و به دفعات خوانده بودم و در سال چهارم هم برای چند بار مرور کردم، باز برای مثال، تاریخ و جغرافیا را بیشتر از 57% نزدم.

محمدرضا لمسه‌چی: همه‌ی درس‌ها را (به‌غیر از تاریخ ایران و جهان) حداقل یک‌بار قبل از عید مطالعه کردم. این‌که درسی را برای بعد از عید گذاشت، کاملاً اشتباه است.


شما هر درسی را چند دور خواندید؟

محمدرضا لمسه‌چی: دقیق نمی‌توانم بگویم که هر کتاب یا هر درسی را چند بار خواندم؛ چون هر بار مطالعه‌ی من مساوی با دو یا سه بار مطالعه‌ی بقیه‌ی بچه‌ها بود. من هر دوره‌ی مطالعاتی‌ام دقیق بود و گاه یک مبحث را چند بار مرور می‌کردم و بعد تست می‌زدم. در کل همه‌ی درس‌ها را به‌جز تاریخ و جغرافیا که هرچه می‌خواندم در ذهنم نمی‌ماند، برای 100% خواندم. (کلام نقال: همون طور که دوستمون گفتن، الزاماً مقدار خواندن یک داوطلب قابل مقایسه با دیگران نخواهد بود؛ پس حتما به این مورد دقت کنید)

 

با این همه شکایت از تاریخ و جغرافیا، به 8/87 درصد سؤال‌های این درس پاسخ صحیح دادید.

محمدرضا لمسه‌چی: بله! ولی این تنها درسی بود که می‌دانستم به 100% سؤال‌های آن پاسخ نخواهم داد و تصور 100% را از ذهنم پاک کرده بودم. اما باقی درس‌ها را برای 100% خواندم.

 

سال چهارم تفریح هم داشتید؟

محمدرضا لمسه‌چی: در مدرسه حداقل هفته ‌ای یک دور با بچه‌ها فوتبال بازی می‌کردیم و گاه علاوه بر ساعت تعیین شده، زمان‌های دیگری نیز بازی می‌کردم. گاهی نیز با دوستان به سینما یا گشت و گذار می‌رفتیم و بیرون غذا می‌خوردیم. (کلام نقال: احسنت بر تو پسر خوب!!!)

امیرعباس حبشی: اصلاً تفریح نداشتم و فقط درس می‌خواندم. (کلام نقال: که ما چنین روشی را توصیه نمی کنیم، حتی اگر منجر به رتبه ی تک رقمی شدن باشد)

 

فرض کنید که داوطلبی بخواهد از ترم دوم به‌ طور جدی برای کنکور درس بخواند؛ به ‌نظر شما این داوطلب می‌تواند موفق شود و رتبه‌ی خوبی کسب کند؟

امیرعباس حبشی: من کسی را می‌شناسم که از آذرماه به‌ طور جدی شروع به درس خواندن کرد و رتبه ‌اش هم بسیار خوب شد. به‌نظر من به‌خصوص در رشته‌ی علوم انسانی اگر کسی هدف داشته باشد و تلاش مستمر کند، موفق خواهد شد.

محمدرضا لمسه‌چی: می‌ شود قبول شد، اما چنین فردی باید مدیریت زمان و برنامه‌ی دقیق‌تری داشته باشد.

 به نقل از پیک سنجش


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 1390/11/17
نظر بدهید()   
   
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آخرین پست ها
نرم افزار پخش مویرگی

شیشه حمام
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic